کد اس پارت ۱ کودکی

جینا توی خیابون محلش راه می‌رفت که یهو یه پسر حدودا ۱۵ ساله دید جینا ۱۳ سالش بود پسره رو می‌شناخت همونی بود که روز اول مدرسه مسخرش کرد.

اسمش رابین بود، جینا ترسید با صدای لرزانی گفت{سسسلللااامممم} رابین گفت{ سلام جوجه پرو میبینم بدون چاقویی که ازت گرفتم موش مرده ای .} 

جینا خودشو جمع کرد و گفت《 خودتی اسکل عصبی 》رابین کلشو گرفت.

  بلندش کرد و گفت《 نه انگار هنوز پرویی 》 

و بعد شترق صورت جینا خونی شد چون رابین یه سیلی محکم زد تو صورتش . 

خون آروم آروم شدید تر میشد رابین ترسید و در رفت جینا بی هوش شده بود چون رابین قبل از این که بره با لگد دنده هاش رو شکوند.

جینا با بدنی لرزون پاشد مامان و باباش بیرون بودن نگران به نظر می‌رسیدن جینا نای پا شدن نداشت اما با تلاش زیاد دستاش رو تکون داد دکترا جلو آمدن و اکسیژن رو بهش وصل کردن تا از شدت درد به کما نره.

خب پارت بعد ۳ لایک ۵تا بازدید ۳ تا کامنت